..اینجا نه خونه ندا ونه دیگه خونه... است..

آخرین پست(عذر بدتر از گناه ندا خانم)

خب ندا خانم برگشت و من هم به قولم وفادارم. این آخرین پستیه که مینویسم واگه نظری داشتم به وبلاگهای همه دوستانی که لطف کردن و اینجا اومدن سر خواهم زد.

ندا خانم درباره عکسها دلایلی داره که :

اول : ثابت میکنه من درست گفته بودم و عکسها توسط پدر ایشان در ژنو گرفته نشده است.

دوم : توجیه ایشان منطقی نیست و به حقیقت هم نمی ماند. دلیل آن اینکه من به وبلاگ دختر شرقی هیچ کاری نداشتم و ندا خانم پس از دیدن اون پست من وافشاگری درباره عکسها ، خودش وبلاگ دختر شرقی رو موقتاً تعطیل کرد تا از بار سنگین فشاری که بر او وارد شده بود بکاهد و به خودش فرصتی بدهد تا دلیل قانع کننده ای بسازد. که البته نه دلایل خوبی ساخته ونه قانع کننده است.

دو و نیم: تازه شما که از دستشویی رفتنتان هم خاطره میسازید ومی نویسید ، اگر راست گفته باشیدوتوسط پدرتان اینطور وبه این نحو جالب سرکار گذاشته شده باشید، چرا همین را به عنوان خاطره ننوشته اید؟؟!!

دو وهفتادو پنج صدم: خنده دار ترین چیزی که ازت خوندم این بود که در توجیه سوتی فرنوش ونوشین گفته بودی که اسامی رو نمیخواستی واقعی بنویسی و از دستتان در رفته است .جالب است که گفته اید اسم خودتان یعنی ندا را واقعی نوشته اید ولی اسم دختر عمه باجناق پسر دایی مادر بزرگتون رو سعی کردین مستعار باشد؟؟؟؟!!!چرا؟؟؟

سوم : اگر انسان صادق باشد ، وقتی می فهمد که عکسها توسط پدرش گرفته نشده است ، یک خط کوچولو توضیح زیر عکسها میگذارد . کار سختی هم نیست.

سه ونیم : جمع کردن ،attach  کردن و سند کردن عکس بیشتر وقت میگیرد، یا عکس گرفتن؟؟!

چهارم : جالب است که بابا واسه سر کار گذاشتن هر سه فرزند خود این عکسهارا سند میکند ، بعد دونفر از آنها میفهمند که این عکسها سرکاریست و یک نفر نمیفهمد!!!

چهار ونیم: نمیدانم ندا خانم از کجا به چنین نتیجه فلسفی دست یافته اند که مردم فقط دوست دارند تا از بدبختیها در وبلاگها گفته شود؟؟؟!! ، که اگر چنین بود اینهمه وبلاگ که پر از نوشته های شاد و خوشبختیهای دیگران است، وجود نداشت.

پنجم : ندا خانوم باز هم دوستانت را دست کم گرفتی . و من این را توهین به شعور آنها می دانم .هرچند خودشان اینطور فکر نکنند. ضمن اینکه من و امثال من که نمیتوانیم شمارا بازداشت کنیم یا تنبیه کنیم یا.... من فقط از شما خواسته بودم که راستگفتار باشیدخیلی زیاده خواهیست؟؟!

پنج ونیم: نداخانم ، اسم مریم خانم را هم در میان بهترین دوستهایتان بگذارید که او هم کم از شما دفاع نکرد.اما من در میان تمام دوستان شما سوسک سیاه را ترجیح میدهم.

ششم : تناقضات دیگری هم وجود دارد که براساس قولی که دادم تا برگردید، دیگر از گفتن آنها وانتشارشان معذورم.

شش ونیم:

 Never hope that other should change In every relationship start the change from your side

هفتم: از همه کسانی که در این مدت به آنها توهین شد عذرخواهی میکنم. و بطور ویژه از خانمها رز،مریم،شایلی،سنا،سوسک سیاه، سپاسگزارم.

خدانگهدار

 

   + . ; ۸:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٧
    پيام هاي ديگران ()

دعوت از ندا برای بازگشت

ندا جان سلام

میدونم که میای و این وبلاگ رو هنوز میخونی. همینجا ازت دعوت میکنم با یه کم تغییر برگردی و به کارت ادامه بدی البته در وبلاگ دختر شرقی.به شرطی که دروغگو نباشی.

منم توی آرزوهام بارها خودمو جای دیگران تصور کرده ام. ولی باور کن آدمای بیشماری هستن که دنیای مجازی رو خیلی دوس دارن و انگار که دنیای واقعیشونه.همونطور که دنیای واقعی آدما رو نباید خراب کرد ، دنیای مجازی رو هم باید پاس داشت.

میدونم از من متنفری، اشکالی نداره چاره ای هم نیست. ایکاش بجای اینکه وقتی بهتون گفتم که اسامی رو داری جابجا می نویسی ، قبول میکردی و تو وبلاگ جدیدت نمی گفتی که حتی "ریحانه" هم اسم واقعی دوستت نیست.

چه چیزی در نوشته هات واقعی بود؟ پولدار بودن؟ پزشکی خوندن؟ فرناز ودوبی؟یا.... میدونم که هیچکدوم. ولی فراموش نکن یه چیز واقعی باارزش تو وبلاگت داشتی .اونم دوستانی همچون رز، رامونا، شایلی، سوسک سیاه، سنا ، میس اوووم ، مریم و.... اگه چیزی از دست داده باشی اینا بودن ، والا درست کردن یه وبلاگ تازه چند دقیقه وقت میخواد.

به نظرت بدست آوردن اینهمه دوست چقدر زمان میخواد؟؟

وقتی تو یکی از پستات خوندم که با چه دقتی جزئیات چکمه های تا زیر زانوت رو نوشته بودی ، هم ازت خوشم اومد ، هم واسم خنده دار بود که....

.... بگذریم.

به هر حال برگرد و به کارت با صداقت ادامه بده.به محض برگشتنت به وبلاگ دختر شرقی اینجارا ترک خواهم کرد.

ارادتمند شما ...

 

   + . ; ۸:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٥
    پيام هاي ديگران ()

وقتی ندا مجبور میشود از دختر شرقی هم فرار کند

چقدر برخی از این دوستان من ساده اند. من چنین دوستان ساده انگاری را هرگز نمی خواهم. من جناب ... باهوش را به همه دوستان خنگ خود ترجیح می دهم.

سوتی دوم که مو لای درزش نمی رود:

من نمی دونستم که میشه عکس رو هم توی اینترنت به لطایف الحیلی پیدا کرد . ولی خب جناب سه نقطه ظاهراً به کارشون واردن.

این هرسه تا عکس که توی پست "نامه چهارم"  گذاشته بودم:

 

من این سه تا عکس رو توی اون پستم گذاشته بودم که مثلا بابام از ژنو واسم فرستاده ، ولی خب دروغ بود اون عکسارو از یه سایت واستون گذاشته بودم که اینم لینکش:

http://www.spottedbylocals.com/geneva/l-aiglon

اگه اینترنت پرسرعت دارید روی لینک زیر کلیک کنیدهر سه عکس رو میبینید:

http://www.spottedbylocals.com/geneva/category/activity/bars

عکاس عکسها لوک برتود هستن که در این سایت به معرفی شهر l-laiglon و مکانهای تفریحی اون می پردازند.بقیه عکسها هم همینطور.

سه نقطه باهوش بدلیل اینکه پدر و مادرم که ادعا کرده بودم در ژنو هستن ، ولی در عکسها نبودن همه چیزو فهمیده بود.

امیدوارم برای تمام دروغگوهای دنیای مجازی عبرت باشد.

فاعتبرو یا اولی الابصار...

   + . ; ٩:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱۱
    پيام هاي ديگران ()

قضاوت با شما

سلام دوباره

هرچند همه دوستان نشانی بلاگ جدید منو دارن به جز جناب سه نقطه ، اما میبینم که بعضی دوستان باور نمی کنن که یک نفر بخواهد در رفتار خود تجدید نظر کند و آدم شود.

قصه من و سه نقطه از اونجا شروع شد که ایشان کامنتی خصوصی برای بنده ارسال و تناقضاتی را در پست های مختلف به من گوشزد نمودند.

بنده هم نپذیرفتم تا اینکه ایشان مجبور شدند آن را علنی نمایند. وی از همه دوستان من خواستند تا پستهایم را کپی نمایند ونگه دارند تا مبادا بعد از اعلام تناقضات ودروغها، من آنهارا اصلاح وحاشا کنم، که پس از آن من تمام پستهای خود را برداشتم. ظاهرا خود ایشان اینکار را کرده بودند.

متن توضیحات جناب ... این است:

١:

ندا خانم سلام

امیدوارم از من نرنجیده باشید. اما من فقط خواستم بگویم که میتونستی از قبل به دوستانت اعلام کنی که تمام مطالبتون فانتزی و مجازین و آنچه که آرزوهایتان است را میتوانید بنویسید. من خودم هم از قشر مرفه بی درد هستم . اما تصور کن در میان خوانندگان شما کسانی هم باشند که از این همه رفاه بی بهره باشند ، آنوقت چه اتفاقی می افتد ؟؟؟

٢:

ندا خانم تصور نمی کردم به جای پناه بردن به حقیقت به الفاظ رکیک پناهنده شوید. تا آنجا که من در بین مردم پولدار با فرهنگ بوده ام ، یادم نمی آید اونها فحشی بیشتر از توله سگ یا... بلد باشن؟ من پیش از این از نوع نوشته های شما میدونستم که ، کسی که زندگی مرفهی داشته باشد و آنچه میخواهد در اختیارش باشد، دیگر آنها مساله او نیستند تا حتی مارک کاغذ توالتشان را هم به همه اعلام نماید وهی بگوید ماشین بابام ، ماشین بابام، ماشین داداشم ماشین خودم ، لپ تاپ خودم ، مارک شورتم...

در حیرتم که چه دوستان نفهمی در میان خوانندگان خود دارید که آنها هم آب از لب و لوچه شان راه افتاده است که اوووووه بیا و ببین؟

هیچکدامشان دقت نکرده اند که در میان نوشته های شما سرشار از تناقضات آنچنانیست من برای نمونه دوتا از پستهای شما را با هم مقایسه میکنم تا همه ببینند حق با کیست.

یه پست

داداش سهیل:خب!!!!توصیف چهره اش که عینهو بابامه....قد بلند-چهارشونه-مو کمرنگ-چشم سبز-پوست سفید.........موهاش همیشه حد اکثر دو سانته!!همیشه کت شلوار می پوشه.....جا هایه رسمی تر کراوات هم میزنه........هرگز ریشو سبیلاشو ندیدم......هر صبح میزنه!!خیلیییییییییییی مهربونه....برایه من حکم یه رفیق جون جونی رو داره....هر وقت خوشحالم،می خوام با یه نفر حرف بزنم بهتررررررررین کیس، مهندس سهیله!!....وقتایی ناراحتم بهتریییییین جا واسه گریه کردن و قربون صدقه شنیدن بغل داداش سهیله!!عشق سفر و گردشه!!دیگه...................یه بی ام وه پونصدو سی مشکی داره......اگه ترافیک نباشه شدیدا تننننننننننند میرونه!!اکثرا جمعه ها با دوستاش میره کوهنوردی...گاهی هم اسکی!! الان نزدیکه ٧-٨ماهه که یه نامزد داره به اسم نوشین.......بعده  عید هم احتمالا عروسیشونه!!!!همیشه منظمه.........اتاقش خیلییییییی از اتاقه من  تر و تمیز تره!!!:دی یه گربه چاق و چله اهلی داره که نزدیکه ٢سالشه....اسمش رونیه......بیشتر از هممون به سهیل وابسته اس!!انگاری می فهمه صاحب اصلیش اونه!

                     

 

 

یه پست دیگه

سلام خوبین؟

صبحی رفتم آرایشگاه..موهامو هایلایت کردم ...به نظر خودم بد نشد!

فرناز فردا برا همیشه میره دبی..از الان دلم براش تنگ شده ...

پریروز خونه دایی خوشبختانه اونقدرا هم فکر می کردم بد نبود..چون فرنوشم بود.فرنوش عروسمونه  یعنی هنوز نامزده داداشمه...

مامان بابام یه هفته اس که رفتن ژنو ! دلم براشون تنگ شده ..دیروز بابا یه چندتا عکس از اونجا برام فرستاد ..بعدا براتون میذارم!

دیزوز کلی به سهیل اصرار کردم یه نوت بوک برام بخره..حالا نمی دونم بخره یا نه!! شما ها دعا کنین بخره!اگه خرید یه سور حسابی بهتون میدم

بای

لابد میدانید که میگویند دروغگو کم حافظه است؟ چطور ممکن است یک نفر نام نامزد برادر خودرا اشتباه کند؟ یکجا بگوید نوشین وجای دیگر بارها بگوید فرنوش ؟؟؟؟!!

تناقضات بعدی را هم برایتان میفرستم البته اگر خودتان خواستید.

خواهش میکنم خودتو اصلاح کن.فکر نکن بقیه در بورکینافاسو زندگی میکنن. من آماده ام نشانی خانه و شماره موبایلمو برای اثبات بیشتر حرفای خودم به شما بدهم، تا متوجه شوید نیت بدی نداشته وندارم.

   + . ; ۸:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/۱٠
    پيام هاي ديگران ()